دکتر مارتین سلیگمن | پدر روانشناسی مثبت‌گرا

دکتر مارتین الیاس پیتر سلیگمن (متولد ۱۲ آگوست ۱۹۴۲) روانشناس، مربی و نویسنده کتاب‌های خودیاری است. سلیگمن مروج نظریه‌های روانشناسی مثبت و بهزیستی در جامعه علمی است. نظریه درماندگی آموخته شده وی در بین روانشناسان علمی و بالینی شناخته شده است. نظرسنجی که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد، سلیگمن را به عنوان سی و یکمین روانشناس قرن بیستم معرفی کرد.

مارتین سلیگمن

تحصیلات

او ۱۴ سال به عنوان مدیر برنامه آموزش بالینی دانشگاه پنسیلوانیا خدمت کرد. سلیگمن استاد روانشناسی و مدیر مرکز روانشناسی مثبت گرا در دانشگاه پنسیلوانیا است.

تحصیلات

او ۱۴ سال به عنوان مدیر برنامه آموزش بالینی دانشگاه پنسیلوانیا خدمت کرد. امروزه سلیگمن استاد روانشناسی و مدیر مرکز روانشناسی مثبت گرا در دانشگاه پنسیلوانیا است.

الگوی روانشناسی

مارتین سلیگمن را بی دلیل "پدر روانشناسی مثبت نگر" نمی نامند. از نظر بسیاری، وی یکی از محققان برجسته در کل زمینه روانشناسی است.

الگوی روانشناسی

مارتین سلیگمن را بی دلیل "پدر روانشناسی مثبت نگر" نمی نامند. از نظر بسیاری، وی یکی از محققان برجسته در کل زمینه روانشناسی است.

زمینه فعالیت

کارهای او حول مباحث درماندگی آموخته شده، روانشناسی مثبت نگر، افسردگی، تاب آوری، خوش بینی و بدبینی است.

زمینه فعالیت

کارهای او حول مباحث درماندگی آموخته شده، روانشناسی مثبت نگر، افسردگی، تاب آوری، خوش بینی و بدبینی است.

کتاب‌ها و مقالات

آخرین کتاب وی با نام مدار امید: سفری روانشناسانه از درماندگی به خوش بینی است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.

کتاب‌ها و مقالات

آخرین کتاب وی با نام مدار امید: سفری روانشناسانه از درماندگی به خوش بینی است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.

سلیگمن در مورد مباحث روانشناسی مثبت در كتابهایی مانند كودك خوش بین، بازی كودك، درماندگی آموخته شده، خودشکوفایی و شادی واقعی مطالبی را نوشته است. به اعتقاد وی ویژگی مشخص بدبینان این است که آن‌ها تمایل دارند باور کنند که اتفاقات بد مدت زیادی طول می‌کشد، هر کاری که می‌کنند موجب تضعیف‌شان می‌شود. افراد خوش بین، که با ضربات سخت در این دنیا روبرو می‌شوند، به شیوه متفاوتی فکر می‌کنند. آن‌ها تمایل دارند باور کنند که شکست فقط یک شکست موقت و یا یک چالش است، که علت های آن فقط به همین مورد محدود می شود.

روانشناسی مثبت نگر یک شاخه نسبتاً جدیدی از روانشناسی است که با استفاده از نظریه‌های علمی به مداخله افراد در دستیابی به "زندگی رضایت بخش" کمک می‌کند. تمرکز روانشناسی مثبت بیش از بیماری‌های روانی، بر روی رشد و تندرستی است. سلیگمن در جدیدترین مبحث خود، تحت عنوان " خود شکوفایی"، درک جدیدی از خوشبختی و رفاه را ارائه می‌دهد و به بررسی چگونگی شادکامی و رفاه پرداخته است.
خودشکوفایی یکی از مهمترین مباحث مورد بررسی در روانشناسی مثبت‌گرا است. این نه تنها به بسیاری از مفاهیم مثبت مربوط می‌شود، بلکه کلید بهبود کیفیت زندگی برای مردم در سراسر جهان است. کشف تکه های پازل خودشکوفایی و یادگیری نحوه به کارگیری موثر مولفه ها در زندگی واقعی، پیامدهای فوق العاده ای در نحوه زندگی، عشق ورزیدن و ارتباط افراد با یکدیگر دارد.

مثبت گرایی

تمرکز درمان بر مبنای شناسایی و خود شکوفایی از مرزهای خوشبختی یا رفاه ساده عبور می کند و طیف گسترده ای از ساختارهای مثبت روانشناختی را در بر می گیرد و دیدگاه جامع تری در مورد معنای احساس خوب و شاد بودن ارائه می دهد. به گفته "پدر بنیانگذار" خود شکوفایی، دکتر مارتین سلیگمن، خود شکوفایی پنج مولفه دارد: ۱.هیجانات مثبت ۲.مجذوب شدن ۳.معنا ۴.روابط مثبت ۵.دستاورد

اهداف اصلی روانشناسی مثبت گرا

روانشناسی مثبت گرا حوزه ای از روانشناسی می باشد که بر موفقیت انسان و شادی افراد تمرکز دارد و موفقیت و شادی از اهداف اصلی روانشناسی مثبت گرا است.
برخلاف حوزه‌های پیشین روانشناسی، روانشناسی مثبت گرا به آسیب اختلالات روانی و درمان آنها توجهی ندارد و بیشتر تمرکزش بر روی زندگی شادتر انسان ها است. در حالیکه روانشناسان بالینی بر درمان ناراحتی‌ها و اختلالات روحی و روانی انسان‌ها تمرکز می‌کنند، روانشناسان مثبت گرا به شادی انسان و ارتقای سلامت روان او توجه می‌کنند.
با آموزش انسان‌ها برای این که بر نقاط مثبت شان تمرکز کنند می‌توان رشد و شکوفایی آنها را تقویت کرد.

 
نظریه درماندگی آموخته شده

مشهورترین اثر مارتین سلیگمن تحقیق وی در مورد نظریه "درماندگی آموخته شده" است. درماندگی آموخته شده در علم روانشناسی اشاره به شرایط و موقعیت‌هایی دارد که افراد بر اساس تجربیات گذشته (مانند ناکامی‌ها و شکست‌هایی که داشتند) فکر می‌کنند که هر کاری را که انجام می‌دهند نمی‌تواند آن‌ها را به موفقیت برساند. ایده در پشت تئوری درماندگی آموخته شده این است که حیوانات می‌توانند شرطی شوند که فکر کنند هیچ کنترلی بر نتیجه وضعیت شان ندارند - حتی وقتی که واقعاً قدرت کمک به خود را دارند.

این امر زمانی اتفاق می‌افتد که افراد به طور مکرر تحت تاثیر افکار منفی‌ای قرار بگیرند که نتوانند از آن فرار کنند. این تئوری همچنین می‌تواند در مورد انسانهایی که فکر می‌کنند نمی‌توانند شرایط و یا فرصتهایی را که باعث احساس ناتوانی در آنها شده است را تغییر دهند مورد استفاده قرار می‌گیرد.
این افراد ممکن است که به احتمال زیاد به یک بیماری ذهنی مانند افسردگی بالینی مبتلا شوند. این یافته‌ها منجر به بسیاری از مطالعات دیگر شد که به روان شناسان کمک کرده است تا پایه افسردگی را درک کنند.
سلیگمن از دانش خود در مورد درماندگی آموخته شده در کار با ارتش برای افزایش سلامت روانی سربازان و کاهش تعداد سربازانی که از اختلال استرس پس از حادثه رنج می‌برند، استفاده کرد.

سه بعد شادی

با توجه به گفته سلیگمن، ما می‌توانیم سه نوع شادی را تجربه کنیم:

سه بعد شادی

۱. لذت و رضایت ۲. تجسم قدرت‌ و پرورش فضایل ۳. معنا و هدف. هر نوع شادی به عواطف مثبت مرتبط است، اما از گفته او می‌توان بفهمید که در ذهن او یک پیشرفت از نوع اول خوشبختی، لذت و رضایتمندی از نقاط قوت / لذت و در نهایت معنا و هدف وجود دارد.

زندگی دلپذیر: گذشته، حال و آینده

سلیگمن "یک ابزار" ذهنی برای دستیابی به آنچه زندگی خوشایند می‌نامد فراهم می‌کند تا بتواند مردم را به فکر سازنده درباره گذشته، خوش بینی و امید به آینده و در نتیجه کسب شادی بیشتر در زمان حال برساند.

پرداختن به گذشته

از جمله تمهیدات سلیگمن برای مبارزه با ناراحتی در گذشته چیزی است که ما به طور معمول و کنجکاوانه در میان اعصار و دوران‌ها و در میان انسان‌های با خرد می‌یابیم: سپاسگزاری و بخشش است. او اشاره می‌کند که این در اغلب انواع درمان‌ها، درمان‌های مورد استفاده برای مسایل، مشکلات و چالش‌ها دیده می‌شود. در مقابل، مطالعاتی را ذکر می‌کند که نشان می‌دهد کسانی که از ابراز احساسات منفی در زندگی‌شان خودداری می‌کنند به نوبه خود از استراتژی‌های مختلفی برای کنار آمدن با فشارهای زندگی استفاده می‌کنند، و تمایل به شادی بیشتری نیز دارند.

خوش بینی نسبت به آینده

در چشم اندازی نسبت به آینده، سلیگمن یک چشم‌انداز پر از امید و خوش بینی را توصیه می‌کند. دکتر مارتین سلیگمن معتقد است که بین خوش بینی و رضایت و امید نسبت به آینده رابطه معناداری وجود دارد.

خوشبختی در زمان حال

سلیگمن پس از پیشرفت این استراتژی‌ها برای مقابله با احساسات منفی‌ای که از گذشته به جای مانده است و برای ایجاد امید و خوش بینی در آینده، توصیه می‌کند عادت‌های بد را از بین ببرید، تجربه‌های لذت بخش را جایگزین کنید و از ذهن آگاهی به عنوان روش‌هایی برای افزایش خوشبختی در زمان حال استفاده نمایید.

نقش هیجانات مثبت

بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که هیجانات مثبت اغلب با شرایط شادی همراه هستند (به عنوان مثال، زندگی طولانی‌تر، سلامتی، ارتباطات اجتماعی گسترده‌تر و غیره). به طور خلاصه، هیجانات مثبت غالباً با شرایط شاد مرتبط هستند. در حالیکه ممکن است که تحت تاثیر این موضوع قرار بگیریم و بگوییم شادی باعث هیجانات مثبت می‌شود، اما سلیگمن تعجب می‌کند و می‌گوید هیجانات مثبت باعث شادی می‌شوند. اگر چنین است، این چه معنایی برای زندگی و خوشبختی ما دارد؟

لوگوی دوره جامع شکوفایی

خود-شکوفایی ، دوره‌ی غیرحضوری ۸۰ساعته‌ی متفاوتی است که همه‌ی ما به آن احتیاج داریم؛ بله با اطمینان می‌گوییم همه‌ی ما!!
در این دوره با کمک علی میرصادقی و روان‌شناسان خصوصی خودتان به جای تدریس مباحث سطحی و ابتدایی رشد فردی که همه جا یافت می‌شود، با کمک یکی از جدیدترین و کاربردی‌ترین سبک‌های روان شناسی دنیا (POSITIVE PSYCHOLOGY) به شما کمک می‌کنیم تا با پیداکردن مشکلات احساسی و فکری خود بتوانید موفقیت‌های شغلی، کاری و رابطه‌ای فوق العاده‌ای داشته باشید. کلیک کنید.

نتیجه‌گیری

زندگی دلپذیر: زندگی‌ای که با موفقیت هیجانات مثبت را در زمان های حال، گذشته و آینده دنبال می‌کند .
زندگی خوب: از نقاط قدرت خود برای کسب خشنودی فراوان (از طریق فعالیت‌هایی که دوست داریم انجام دهیم) در قلمرو اصلی زندگی استفاده می‌کنیم.
زندگی معنا‌دار: استفاده از نقاط قوت و فضایل ویژه خود در خدمت به چیزی بسیار بزرگ‌تر از آن چیزی که هستیم.
در اینجا سلیگمن به طور مختصر فرمول خود را برای خوشبختی در زندگی توصیف می‌کند.

سایر کتاب‌های مارتین سلیگمن

شکوفایی روانشناسی مثبت گرا
شادمانی درونی
خوش بینی آموخته شده
از بدبینی به خوش بینی
آسیب شناسی روانی - جلد اول
آسیب شناسی روانی
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به موسسه آموزشی انتشاراتی بارسا می باشد.